کشف چالودری های باستان در جنگ اول با نیروگاه

 

در قدیم الایام در شبه جزیره بوشهر یک دولت هلیله بود، در همسایگی هلیله هم دولت

نیروگاه بود. دولت هلیله، آن وقت ها دماغش پر باد بود و از خودش خیلی راضی بود.

یعنی بی ادبی می شود لولهنگش خیلی آب میگرفت ، کباده مَلِک المُلوکی بوشهر را

می کشید. بلی آن وقت در هلیله معشوق السلطنه ، محبوب الدوله، عزیزالایاله ،

خوشگل خلوت ، قشنگ حضور ، ملوس الملوک نبود . کنار دیریا هم سرسره نساخته

بودند . ملاهای آن وقت هم چماق الشریعه، حاجب الشریعه ، پارک الشریعه نداشتند.

خلاصه آن وقت ها موتورسیکلت علیه سلام نبود ، کامیوتر و آی پی لامذهب نبود، پژو

فرانسوی ساخت میشت عبدلی هم نبود. خوش آن روزها، واقعا که در عهد پادشاهی

خش خشوک بود. مخلص کلام، یک روز دولت هلیله لشکر های خود را جمع کرد، یواش

یواش رفت تا پشت دیوار نیروگاه ، برای داخل شدن به نیروگاه یک راه بیشتر نبود که

لشکر هلیله حکما باید از آن راه عبور می کرد. این راه ، هم باریک بود هم تاریک بود.

بلی این راه همان چالودری های باستان بود که در زمان آوارتورها حفر کرده بودند از قضا

لشکر هلیله این راه را بلد نبود، چون هلیله ای های آن زمان مثل مناطق دیگر به مزیت

های چالودری آشنا نبودند . همینکه لشکر هلیله پشت دیوار رسید، دید این نیروگاهی

های بدذاتِ هفت خط با قشون جلو راه را گرفته اند . خب حالا هلیله چه خاکی برسرش

کند؟ برود ، چطور برود؟ برگردد، چطور برگردد؟ ماند سَفیل سرگردان . خدا رحمت کند

شاعر را خوب گفته است : « نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم» الخ از آنجا

که باید کارها راست بیاید یکدفعه لشکر هلیله دیدند یواشکی یک نفر از آن قوم ثمودی

ها ی  نوع بازِ فنچ از لشکر نیروگاه جدا شد و پاورچین پاورچین آمد تا اردوی هلیله ای ها

و گفت : سلام علیک خیر مقدم خوش آمدید صفا آوردید سفر بی خطر!! ضمنا آهسته با

انگشت شهادت آن راه مخفی یعنی چالودری را به لشکر هلیله نشان داد و گفت ما

نیروگاهی ها در آنجا لشکر نداریم آگر شما از آن راه بروید می توانید به مملکت ما راه

یابید . لشکر هلیله هم هرچند با این راه مخوف و دل چسب برای بعضی از لشکریان

آشنا نبودند  ولی قبول کردند و در ضمن خیلی هم خوششان آمد و خیلی هم حال کردند

و به این صورت وارد خاک نیروگاه شدند. راستی تا یادم نرفته اسم آن غریب نواز هم

عرض کنم. هرچند قدری به زبان ما کمی مضحک می آید اما چه می شود کرد . اسمش

«کیک زرد» بود . خدا لعنت کند شیطان را نمی دانم چرا هر وقت من این اسم را می

شنوم یاد بعضی از اهالی محترم محل می افتم که بار دلسوزی محل و مردم را یدک می

کشند. البته اینشالله که قصدشان فقط حفظ سلامتی مردم است و همه از این موضوع

آگاه هستند.

 

/ 12 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چرکو

در ابتدای ورود یه لگد به میز کامپیوتر خود می زنم آخه بابام می گه : چهل سال قبل کنار گل ابریشم مسجد یه میز رو پام افتاده و چونکه تو هنوز بچه ای و سنت از سن بچه خشخشوک کمتره و دین و زندگی رو فقط در رنگ آمیزی دیگران تعریف کرده ای هر روز باید همین کار رو بکنی! شاید که ... در ابتدا عارض شوم بنده فقط نظرات بد را ظاهر نمی کنم ، چون تو خوبی و نظراتت هم مثل خودت خوبن ، من اصلا اونا رو حذف نمی کنم ، گفتی بیا ببینم تو در کدوم یک از دسته ها قرار می گیری ؟ چندین بار این مطلب رو خوندم ، من باید جزو دسته "کیک زردها" باشم ، آخه هم گرونه ، هم کمیابه ، هم هر کسی نمی تونه به اون نزدیک بشه ، هم نیاز به محافظ داره ، هم باید اونو از عمل آوری بدست اورد ، هم خوردنیه هم رنگیه ، هم دین نداره ، هم لامذهبه ، هم زندگی کردن رو در اجتماع بلد نیست ، هم پای محکمی برای لگد زدن داره ، هم ...

انجمن

خشخشوک جان ! . می خواستم تو این اراجیفات وارد نشم بعد گفتم شاید بهونه بگیری. آخه الآن وقت خشک شدن و نازک شدن دل خشحشوکهاست . حواسم بهت هست. اا

سید جمال موسوی

با سلام خدمت جناب خشخشوک مطلب جالبی بود منتظر مطالب بعدی شما هستیم امیدوارم موفق باشید خدا نگهدار

وحید

سلام خشخشوک جان خشخشوک اگر دیر به دیرنظر میدم ولی همیشه میام مطالبت رو میخونم . ببخشید من چندین مرتبه مطلبت رو خوندم و منظورت رو درک کردم ولی احساس میکنم اونجا که اسمی از قوم ثمود بردی منظورت قوم لوط بوده البته نمیدونم شاید خودت از عمد گذاشتی ولی من از متنت همچین چیزی برداشت کردم زیبا بود

انجمن فرهنگی بیشهر

ادیب ارجمند (وبلاگ نویس عزیز) . مقدم نیکوی جنابعالی را در مراسم تجلیل از مقام والای معلمان بزرگوار و اصحاب علم و فرهنگ بیشهر با حضور مسؤلین اداره آموزش و پرورش استان گرامی می داریم. . زمان: ساعت 19 مورخه 12 /2/ 90 مکان: سالن اجتماعات الرسول(ص)هلیله

بازیار

سلام خش خشوک . احوال شریفات ما شوفته ؟ امرو اندم کمی خش خشوک بخرم کمم درد میکو هسیت یا نه ؟ میگم ایقه تو چاله لودری نگرد یه وختی چال می افته ری لودر ها سیت گفته باشم . موفق و سربلند

سید جمال موسوی

سلام میشتی خشخشوک احوال شریف مطلب جدید نمیذاری زودتر بذار وگرنه سوژه میشه موفق باشید و خدا نگهدار

انچمن

خشخشوک رنبید چال لودری فکر دیگر کن کز اونجا در بری . حوصله م سر رفت و پستت کهنه شد زود باش بنویس پست بهتری

انجمن

آغا ! بی زحمت از چال لودری در بیا حوصله مون سر رفت

...

....